پنج روند مختلف در تغییرات پیش برنده فضای رسانه ای وجود دارد که بنگاههای رسانه ای را وادار می کند تا تفکر و عملکرد خود را متحول سازند.
این عوامل عبارتند از :
- فراوانی رسانه ها
- پراکندگی و قطبی شدن مخاطبان
- توسعه سبد محصولات
- قدرت فرسایشی بنگاههای رسانه ای
- جابجایی سراسری قدرت در فرایند های مخابراتی
فراوانی (abundance) پدیده ای است که باعث رشد انواع و تعداد رسانه ها در سراسر جهان شده است . رشد عرضه رسانه ای بسیار بیشتر از حجم مصرف در ابعاد زمانی و پولی آن است. از این رو بایستی خاطر نشان کرد که در قرن بیستم متوسط تعداد صفحات روزنامه سه برابر شده است. تعداد کانالهای تلویزیونی از دهه 1960 چهار برابر شده است. بعلاوه هم اکنون هر خانوار آمریکایی حداقل به 4 تا 5 کانال تلویزیونی کابلی دسترسی دارد. تعداد مجلات از دهه 1970 تا کنون چهار برابر شده و روزانه 1.5 میلیون صفحه وب ایجاد می شود. همچنین بنا به گفته دانشمندان علوم اطلاع رسانی، هرساله 30 درصد به حجم دانشهای ایجاد شده و ذخیره شده افزوده می شود.
ما عادت داریم که رقابت را در بین مطبوعات یا کانال های تلویزونی جستجو کنیم، حال آنکه فراوانی رسانه ای، نه تنها باعث ایجاد رقابت در میان انواع رسانه ها شده بلکه ابعاد رقابت را به سایر فعالیت های مرتبط با اوقات فراغت بویژه به ورزش، کنسرت ها و برنامه های وقت گذرانی در کافه ها و اماکن مشابه کشانده است.
فراوانی رسانه ای در پراکندگی و قطبی شدن مخاطبان نیز موثر بوده است زیرا هم اکنون مخاطبان می توانند زمان استفاده از رسانه ها را بین کتابها، مجلات، وب سایت ها و کانالهای تلویزونی بیشتری توزیع کنند. البته این حالت می تواند موجب افراط و تفریط در استفاده از کانالها و عناوین مکتوبات در دسترس گردد. مثلا در عرصه تلویوزیون مردم اغلب نمی توانند توجه خود را به بیش از 3 تا 4 کانال خاص معطوف کنند. لذا افزایش تعداد کانال های در دسترس را نمی توان با همان مقدار افزایش در مصرف برنامه ها برابر دانست. به عنوان مثال اگر در یک خانه امکان دسترسی به 20 کانال تلویزیونی وجود داشته باشد، متوسط تعداد کانالهایی که توسط افراد خانواده تماشا شده است برابر با 5 کانال خواهد بود. وقتی امکان دریافت 50 کانال در این خانه وجود داشته باشد ، عدد دوم به 12 کانال افزایش می یابد و اگر تعداد کانال های در دسترس به یکصد عدد برسد، افراد خانواده بطور متوسط فقط 16 کانال را به صورت دائمی تماشا خواهند کرد.
صاحبان آگهی نیز این تغییر و تحول را به خوبی درک کرده اند و به همین نسبت بودجه های تبلیغاتی خود را تسهیم کرده اند. لذا کمتر پیش می آید که ایت عده تبلیغات خود را بروی جمیعت های کوچکتر مخاطبان هدف گیری نمایند. از این رو تغییرات مصرف مخاطبان بدین معنا است که دیگر نمی توان رقابت ها را خاص موسسات و ساختار های رسانه ای دانست بلکه اکنون رقابت بستگی به پول و زمانی دارد که مخاطب یا مشتری برای استفاده از رسانه ها هزینه می کند.
ناگفته پیدا است که تمرکز اینگونه رقابتها بر اقتصاد جلب توجه (attention economy) و اقتصاد تجربه (experience economy) معطوف گردیده است.
ادامه دارد...